ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

331

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) بودند و به خوارج حمله مىكردند و شبيخون مىزدند و جلو حمله‌هاى خوارج را مىگرفتند و اين پيش از آن بود كه كار امويان سستى پذيرد . هشام بن عروة بن زبير بن عوّام بن خويلد بن اسد ، كنيه‌اش ابو منذر و مادرش كنيزى بوده است ، هشام محدثى حجت و استوار و مورد اعتماد و پر حديث بوده است ، او از عبد اللّه بن زبير - عموى خود - حديث شنيده است ، هشام در كوفه به دربار ابو جعفر منصور پيوست و همراه او به بغداد رفت و در همان شهر به سال يكصد و چهل و شش در گذشت و در گورستان خيزران به خاك سپرده شد . محمد بن اسحاق بن يسار آزاد كرده و وابستهء قيس بن مخرمة بن مطلب بن عبد مناف بن قصى بوده و كنيهء ابو عبد اللّه داشته است ، پدر بزرگش يسار از اسيران جنگى عين التمر بوده است . محمد بن اسحاق محدثى مورد اعتماد بوده است و مردم از او روايت كرده‌اند و از جمله ثورى و شعبه و سفيان بن عيينة و يزيد بن زريع و ابراهيم بن سعد و اسماعيل بن عليّة و يزيد بن هارون و يعلى و محمد پسران عبيد و عبد اللّه بن نمير و جز ايشان از او روايت نقل كرده‌اند ، برخى از مردم هم دربارهء او اعتراض كرده‌اند و خرده گرفته‌اند ، محمد بن اسحاق از دير باز از مدينه بيرون آمده و به كوفه و جزيره و رى رفته و سپس در بغداد اقامت گزيده و همان جا به سال يكصد و پنجاه و يك درگذشته است و در گورستان خيزران به خاك سپرده شده است . ابو حنيفة نامش نعمان و نام پدرش ثابت و آزاد كرده و وابستهء خاندان تيم اللّه بن ثعلبه و در حديث